کتاب زندگی من و دو داستان دیگر اثر آنتوان چخوف، ترجمه جهانگیر افکاری از نشر امیرکبیر میباشد. چخوف یکی از مشهورترین نویسندگان روسی است که در این اثر، روانشناسی شخصیتها و روابط انسانی را با نگاهی دقیق و موشکافانه بررسی میکند. چخوف با قلمی موجز و نافذ، دنیای درونی انسانها و پیچیدگیهای رفتاری آنها را به تصویر میکشد و با نگاهی عمیقتر به زندگی روزمره و چالشهای اجتماعی، خواننده را به تأملی جدی دعوت میکند.
داستان زندگی من، یکی از برجستهترین داستانهای این مجموعه است که در آن چخوف به دوران پس از قتل آلکساندر دوم و فراگیر شدن فقر در روسیه پرداخته است. او با قلمی غمگین و همراه با امید به تغییر، شرایط دشوار اجتماعی را به تصویر میکشد. این داستان علاوه بر اینکه حس بدبینی و تلخی آن دوران را به خوبی منعکس میکند، به امیدهای نهفته در دل انسانها نیز اشاره دارد.
ترجمه دقیق و هنرمندانه جهانگیر افکاری، روح اصلی اثر چخوف را در زبان فارسی به خوبی منتقل کرده و علاوه بر دقت در ترجمه، احساسات عمیق متن را نیز بهخوبی منتقل کرده است.
افرادی که علاقهمند به ادبیات کلاسیک روس، روانشناسی شخصیتها و تحلیل روابط انسانی هستند، پیشنهاد میکنیم. این کتاب گزینهای مناسب برای کسانی است که به داستانهای عمیق و تأملبرانگیز علاقه دارند.
نزدیکی های منزل ما دست اندار کار ساختمان راه آهن بودند. روزهای تعطیل یک دسته لختی و پاره پوش که اسمشان را قطار گذاشته بودند و همه ازشان واهمه داشتند در شهر پرسه میزد بسا میشد که ژنده پوشی را با چهره خونین و سر برهنه به کلانتری میکشیدند و در سماور یا پیراهن شسته تری را به عنوان دلیل قطعی جرم پشت سرش می آوردند.
«قطار» معمولاً در جلوی قهوه خانه ها و بازارها ازدحام داشت. مشروب و خوراک می خوردند به هم فحشهای زشت میدادند و بیخ گوش هر زن سبکی که رد می شد سوت تند میکشیدند صاحبان میخانه برای سرگرمی این لشهای پر اشتها به سگها و گربه ها ودکا میدادند به دم یکی جانفتی می آویختند و سربه سرش میگذاشتند تا عصبانی بشود حیوان در خیابان می دوید و از صدای حلبی جانفتی به زوزه می افتاد؛ به تصور اینکه جنی شده دوان دوان از شهر دور میشد به کشتزارها پناه میبرد و خسته و مانده آنجا میافتاد. چند تا سگ در شهر بود که همیشه دمشان را از لای پا گرفته میلرزیدند. مردم می گفتند اینها چون تاب این شوخی را نداشتهاند دیوانه شدهاند.
نظرات