کتاب خدا و استیون هاوکینگ نوشته جان سی. لِن نوکس با ترجمه اسفندیار زندپور، اثری است که به نقد و تحلیل دیدگاههای استیون هاوکینگ درباره منشأ جهان و نقش خداوند در آفرینش هستی میپردازد. این کتاب که توسط نشر امیرکبیر منتشر شده، در پاسخ به ادعاهای مطرحشده در کتاب طرح بزرگ نوشته هاوکینگ نگاشته شده است. نویسنده تلاش میکند استدلالهای هاوکینگ را، که بر خودبسندگی قوانین فیزیکی در توضیح جهان تکیه دارند، به چالش بکشد و از منظری فلسفی و علمی به بررسی این ادعاها بپردازد.
لِن نوکس که ریاضیدان و فیلسوف علم است، با دیدگاهی منطقی و تحلیلی، موضوعاتی همچون خاستگاه جهان، قوانین طبیعت، محدودیتهای علم در پاسخ به پرسشهای بنیادین، و نقش احتمالی خداوند در آفرینش را بررسی میکند. او بر این باور است که علم بهتنهایی قادر به جایگزینی فلسفه یا خدا نیست و حتی پیشرفتهای علمی نیز نمیتوانند از نیاز به تفسیرهای متافیزیکی بینیاز باشند. نویسنده با بهرهگیری از شواهد تاریخی و فلسفی، نشان میدهد که استدلالهای هاوکینگ در رد وجود خدا، نه بر پایه یافتههای علمی، بلکه بر اساس فرضیات فلسفی شکل گرفتهاند.
این کتاب به موضوعاتی همچون اصل آفرینش از هیچ، مفهوم علیت در علم و متافیزیک، و محدودیتهای روششناسی علمی در درک واقعیات بنیادین هستی میپردازد. نوکس با تحلیل دیدگاههای علمی و مقایسه آنها، این پرسش را مطرح میکند که آیا نظریات فیزیکی مدرن میتوانند بهتنهایی پاسخگوی پرسشهای بنیادی درباره جهان باشند یا اینکه الهیات و فلسفه همچنان جایگاه خود را در این مباحث حفظ کردهاند.
این کتاب برای افرادی که به موضوعات فلسفه علم، کیهانشناسی، الهیات و رابطه میان علم و دین علاقه دارند، اثری ارزشمند و خواندنی است. همچنین، پژوهشگران، دانشجویان و کسانی که به نقد دیدگاههای علمی درباره خدا و هستی علاقهمندند، میتوانند از مطالب این کتاب بهرهمند شوند. اگر به دنبال پاسخی فلسفی و علمی به دیدگاههای بیخدایی در علم مدرن هستید، این کتاب انتخابی مناسب برای شما خواهد بود.
اولین چیزی که من متوجه میشوم این است که بیان هاوکینگ درباره فلسفه خود یک بیان فلسفی است آن به وضوح بیان یک علم نیست؛ بلکه یک بیان متافیزیکی درباره علم است؛ بنابراین گفته او که فلسفه مرده است، با خودش در تناقض است. این بیان، مثال کلاسیکی از عدم انسجام منطقی است.
نگرش هاوکینگ به فلسفه آشکارا با دیدگاه آلبرت انیشتین مغایرت دارد. انیشتین در نامه ای از آموزش تاریخ و فلسفه علم به فیزیک دانان حمایت میکند من کاملاً درباره اهمیت و ارزش آموزش روش شناسی و همچنین تاریخ فلسفه علم با شما موافقم. بسیاری از مردم و حتی دانشمندان حرفه ای به نظر من مانند کسی هستند که هزاران درخت را دیده اما هرگز جنگل را ندیده است. آگاهی از پیش زمینه فلسفی و تاریخی نوعی استقلال از پیشداوریهای نسل او به ما ارائه می دهد. چیزی که اغلب دانشمندان دچار آن هستند به عقیده من این استقلال که توسط شناخت فلسفی به وجود آمده نشانه تمایز بین یک متخصص و یک حقیقت جوی واقعی است.
نظرات