کتاب بر شانههای اقیانوس جلد پنجم ترجمه و شرح حکمتهای نهجالبلاغه به همراه نمایه و کتابنامه است که استاد علی رهبر تالیف نموده و نشر جمکران منتشر ساخته است.
تربیت شدن پای درس بزرگ معلم تاریخ یعنی امیرالمونین علی (علیهالسلام) یقینا عاقبت بخیری هر دو دنیا را حاصل خواهد کرد. به خصوص که جوانان عصر ما بسیار نیاز به وصل شدن به سرچشمه معرفت دارند. سخنان گوهر بار مولای متقیان که برای ثبت و راهنمایی تمام تاریخ بیان شده است را گوهر شناسی همچون سید رضی، برای ما منظم ساخت و نهج البلاغه را به وجود انسانیت هدیه کرد. و حال باید کلام حضرت امیر را بر هر کوی و برزن به گوش همگان رساند.
یکی از این عاشقان مولا که عمر با برکت خویش را به شاگردی در محضر امیر مومنان و فرزندان راستینش زانوی ادب زده حجت الاسلام علی رهبر است عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان که سال هاست در حوزه و دانشگاه به تربیت جوانان مؤمن و انقلابی همت گماشته و آثار بسیاری تألیف کرده است. ایشان از پس بیش از چهل سال انس با قرآن کریم و برادر کوچکش نهج البلاغه، بر آن شده تا دست به کاری بزرگ بزند و با درخواست شاگردان و برخی استادان حوزه و دانشگاه دست به قلم گردد و پس از نگارش ده ها کتاب و مقاله شرحی زیبا جامع و در عین حال کوتاه از نهج البلاغه ارائه کند؛ اثری موجز و مفید برای ارتباط بیشتر نسل جوان با سخنان فوق بشری امیر بیان(علیهالسلام).
این اثر در پنج جلد در حال نگارش است و با توجه به دقتهای ظریف و موشکافانه حضرت استاد، به مرور به علاقمندان و جستجوگران حقیقت تقدیم میشود. این اثر بر چهار رکن سامان یافته است فهم درست معارف قرآنی بهره گیری از تفاسیر قرآنی معتبر شیعه استفاده از دیدگاه بزرگان آشنا با نهج البلاغه و تأملی چهل ساله در احادیث با این حال، قطعاً کاستی هایی هست که امید میرود با ارائه دیدگاههای فضلا و جوانان عزیز روزی بالندگی خود را بیابد.
تبیین و قابل فهم کردن کلام فوق بشری مولا علی(علیهالسلام) برای همگان از امتیازات ویژه این اثر است.
به همه عاشقان مسیر معرفت که خواهان دریافت درست عرفان از سرمنشا وجود آن هستند. و به ویژه به جوانان و نوجوانان عزیز.
کمیل بن زیاد از یاران رازهای امیر مؤمنان بود و حتی برخی علمای غیر شیعه، او را به شجاعت و زهد ستوده اند. او در نهایت در سال ۸۲ قمری به دست حجاج بن یوسف به شهادت رسید. او می گوید: امام علی دست مرا گرفتند و در خارج شهر مرا به صحرا (یا گورستان) بردند. وقتی به صحرا رسیدند، آه درد آلودی کشیده فرمودند:
ای کمیل پسر زیاد قطعاً این دلها مراکز فهم و ادراک آدمی هر کدام ظرف هایی نگه دارنده هستند که نیکوترین آن ها با ظرفیت ترین و نگه دارنده ترین آن هاست؛ پس آنچه را من گویم، نگه دار: مردم سه دسته اند: دانشمند خدایی و ربانی و فراگیر دانشی که در راه نجات می آموزد، و افراد احمق او باش چونان پشه که پیروان هر فریادگری هستند و با هر وزشی به این سو و آن سو متمایل می شوند. (آنها) از نور دانش فروغ نگرفته اند و به ستون مطمئنی پناهنده نشده اند. ای کمیل دانش (سود بخش و نافع) از دارایی (مادی) نیکوتر است دانش، تو را نگه داری میکند (و پاسدار توست؛ در حالی که تو باید دارایی را نگه داری کنی و خرج و هزینه کردن دارایی را کاهش می دهد؛ در حالی که دانش با انتشار و هزینه شدن رشد و بالندگی مییابد و پروریده دارایی با از میان رفتن آن از میان می رود. ای کمیل پسر زیاد آشنایی حقیقی با دانش آیینی است که به واسطه آن به فرد پاداش داده می شود؛ انسان با دانش در دوران حیاتش فرمان برداری از خدا و بعد از مردنش یاد کرد زیبا و سخن زیبای مردم در حق خود را به دست می آورد و دانش حاکم و فرمانده و تعیین کننده مصلحت است و دارایی در حیطه حکم دانش است علم تکلیف درآمد و.... مال را مشخص میکند
نظرات