کتاب ارزیابی شتابزده اثر جلال آل احمد یکی از آثار مهم این نویسنده برجسته و تأثیرگذار ایرانی است که ریشه در تجربهها، افکار و نگاه اجتماعی انتقادی او دارد. این کتاب در واقع مجموعهای از مقالهها و یادداشتهای آل احمد است که با نگاه موشکافانه و ریزبین او به شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دوران خود نگاشته شده است.
ارزیابی شتابزده نوعی گزارش یا نقد اجتماعی درباره ایران دوران دهه ۱۳۴۰ است. جلال آل احمد در این کتاب به بررسی جریانها و تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن دوره میپردازد و از دیدگاهی انتقادی و گاه طعنهآلود، وضعیت جامعه ایرانی را تحلیل میکند. او در این کتاب تلاش میکند یک ارزیابی صریح، شفاف و جسورانه از شرایط اجتماعی و بحرانهای فرهنگی جامعه مدرن ایران ارائه دهد، بهطوری که نگاه او مخاطب را به تفکر و بازنگری در پدیدههای اجتماعی و فرهنگی وادار میکند.
جلال آل احمد در ارزیابی شتابزده نیز همانند سایر آثارش، با زبانی قدرتمند، ساده، صریح و گاه طنزآمیز مینویسد. او بدون هراس از قضاوت دیگران، افکار و دغدغههای خود را بازگو میکند. این زبان جذاب و شفاف باعث میشود مخاطب از خواندن کتاب خسته نشود و حتی با وجود گذشت سالها از انتشار آن، پیامهای کتاب همچنان تأثیرگذار باشد.
کتاب ارزیابی شتابزده را میتوانید از انتشارات امیرکبیر بخوانید.
این را کتاب به افرادی پیشنهاد میکنیم که به دنبال شناخت بهتر تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران در دهه ۱۳۴۰ هستند، یا علاقهمند به اندیشههای انتقادی آل احمد میباشند.
تنها حرف حساب آهن غربت از طبیعت بود که در ستایش دریا داشتیمش به صورت ساده اش غربت یک شهری از آب و خاک و کشت و رشد طبیعی و این اولین غم غربت همه آنهایی است که در یک جنگل آسفالت به سر میبرند و به صورت استعماری شده اش بازگشت به عالم اساطیر که اشاره کردم اما آیا بهتر نبود که خجسته خانم» این یک حرف درست را تنها در دهان یکی از بازیکنها می گذاشت و بعد آن حرف های ملانکولیک» را در دهان یکی دیگر و همین جور...؟ می دانید در این جور موارد نمی شود نسخه نوشت اما لابد هر کاری راهی دارد. و تو وقتی دیدی که پای کار می لنگد ناچار از خودت میپرسی چرا؟ و آخر لنگی از کجا بود؟ و آن وقت حدس هایی می زنی و اینها حدس ها
از «سیمین پرسیدم عیال نکند میخواست قضیه دیگری را مطرح کند؟
گفت: نمی دانم نه چندان صریح بود که بشود یک جایی دست به رویش گذاشت. اما به هر صورت دعوای همیشگی دو زن برای تصاحب یک مرد را من دیدم و تا زنها به انتظار انتخاب مردها نشسته اند همین بازی هاست.
گفتم خب چه میگویی درباره به «کویر گریختن»؟
گفت: اینکه میدانی یعنی فرار و هر فراری یعنی نوعی «فراستریشن».
چه ترجمه میکنی؟ وازدگی؟
نظرات