شماره چهار مجله «سُها»، روایتی از نقشآفرینی زنان در عرصه پیشرفت کشور، در زمستان 1404 منتشر شد. این مجله با هدف روایت حضور و تأثیر زنان در حوزههای مختلف پیشرفت، بهویژه در عرصه علم و فناوری، توسط «خانه هنر و رسانه پیشرفت» و به سفارش مرکز راهبری امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی تولید شده است. مجله «سُها» تلاشی است برای روایت داستانها و دستاوردهای الهامبخش زنان در مسیر پیشرفت کشور.
این شماره از مجله سها با زوجی متخصص در حوزه هوش مصنوعی گفتوگو کرده است و از میدان پیشرفت دانشبنیان نیز سخن رانده است. مجله سها در کمال ناباوری از روستای دوستدار کتاب میگوید و زندگی بانویی ضد جلبک را تصویر میکند. مصاحبه با همسر دانشمند شهید کشورمان، مجید شهریاری و بانوان ورزشکار کشورمان از نقطههای درخشان این شماره هستند.
میدانداری زنان ایرانی در دانشگاههای آمریکا، تولید نانوداروی پیشرفته در کرمانشاه، حل مشکلات بسیاری از صنایع در یزد، حل مسئله کمبود آب کشاورزی در لرستان و طبابت در روستاهای لبنان و سیستان تنها بخشی از جبهه گشایی و مقاومت زنان ایرانی در داخل و خارج از مرزهاست، که در این شماره مطرح شدهاند.
تا با روایت پیشرفت ایران توسط زنان و پیشرفت زنان در ایران آشنا شویم. جامعه ما سالهاست که با توهماتی چون زنستیزی، آزادی زنان، حقوق بشر و ظلم تاریخی به زنان بمباران میشود. رسانههای بیگانه و معاند زن ایرانی را انسانی محبوس و عبوس تصویر میکنند که زیر یوغ بندگی مرد و اسلام تنها نفسی میکشد و ... . اما مجله سها خط بطلانی بر تمامی این توهمات میکشد.
علاقهمندان به حوزه پیشرفت زنان ایرانی، عموم بانوان ایران زمین، افرادی که میخواهند معنی استمرار، تلاش و امید را در متن زندگی افراد مشاهده کنند و عموم فعالان اجتماعی و طرفداران حقوق زنان.
هفت هشت ماه روی فرمولاسیونش کار کردم نمونهها را از سه روز تا ۲۱ روز در مزارع روی آفت امتحان میکردم. بهترین نتیجه بعد از ۲۱ روز خودش را نشان میداد. روزی که قرار بود جوابش بیاید دل توی دلم نبود. با دوستانم رفته بودیم بیرون. هر چه گفتند بیا برویم سینما زیر بار نرفتم. گفتم؛ منتظر یک تلفن مهم هستم. همه هوش و حواسم به گوشی بود. یک دفعه زنگ خورد. کسی که پشت خط بود گفت: «خانم دکتر داره میکشه... همه رو داره میکشه.» انگار همه دنیا را بهم دادند. از خوشحالی روی پا بند نبودم. از بین ده تا فرمولاسیون دوتایش قبول شد و از آن دوتا، یکی اقتصادیتر بود همان که از درخت اکالیپتوس گرفته بودم. برنامه را بستم روی همین. چون علاوه بر صرفه اقتصادی در دنیا هم شناخته شده بود و اگر کم میآمد می توانستی راحت وارد کنی. اسم آفتکش را گذاشتیم آرتمیزیا اکو؛ یعنی گیاه نجات دهنده. حالا زمان تحقق رویایی بود که مدتها منتظرش بودم. سال ۱۳۹۶ رفتم دنبال تأسیس شرکت تا تولید محصول را پیش ببریم. دستگاهها را سفارش دادیم و تأییدیه نانومقیاس را هم گرفتیم.
نظرات